آقاي فردوسي پور من اشتباهات سهوي ! داوران و زد و بندهاي پشت پرده را مهم ترين دليل قهرماني سپاهان ميدانم .قهرماني سپاهاني که در ليگ داخلي سه هفته مانده به پايان قهرمان ميشود ، اما در آسيا مفتضحانه ترين نتياج را کسب ميکند و در حضور تيمي که در ليگ براي فرار از سقوط تلاش مي کرد ، عنوان ضعيف ترين تيم ايراني را کسب مي کند .آيا اين طبيعيست؟
عادل خان براي اينکه خط قرمزهاي صداوسيما هم حفظ شود و مشکلي از اين نظر پيش نيايد، ميتوانستيد بعد از سه گزينه اي که مطرح کرديد ، گزينه ي چهارم را به «مسائل ديگر» اختصاص داده و بدون اينکه از مسائل «ناپاک» پشت پردهو اشتباهات تعيين کننده و سرنوشت ساز و هميشگي داوران حرفي بزنيد ، اجازه ميداديد که آن دسته از مردم که قهرماني سپاهان را «ناپاک» و از جنس قهرماني هاي يوونتوس در« کالچو پولي» مي دانند هم حق انتخاب داشته باشند . مسلماً برنامه ي شما به خوبي ميتوانست مشخص کند که چند درصد از مردم قهرماني هاي آقاي قلعه نويي را «ناپاک» مي دانند .مطمئناً گزينه ي « مسائل ديگر» هيچ گونه بار قضايي و حتي اخلاقي براي برنامه ي شما ايجاد نمي کرد . اين کار را نکرديد ، هرچند در حرف هايتان کاملا مشخص بود که شما هم مثل ما فکر مي کنيد ...
۱۳۸۹ اردیبهشت ۱۳, دوشنبه
۱۳۸۹ اردیبهشت ۸, چهارشنبه
فوتبال بحرینی اینتر نتیجه داد ؛ اینتر با تنفر آمیز ترین شکل ممکن راهی فینال شد . (شهروند - تحلیلگر)
فوتبال بحرینی اینتر نتیجه داد ؛ اینتر با تنفر آمیز ترین شکل ممکن راهی فینال شد . (شهروند - تحلیلگر)
«پاک ها» یکی یکی افتخارمی آفرینند؛ ذوب آهن هم تیم عرب را بردوصعودکرد.کاش سپاهانی درکار نبود (شهروند-تحلیلگر)
در هفته آخر مسابقات گروهي ليگ قهرمانان باشگاه هاي آسيا ، ذوب آهن ايران در اصفهان ميزبان تيم الاتحاد عربستان که موفق شد با قدرت تمام تيم عربي را با نتيحه ي يک بر صفر و با تک گل خلعتبري شکست داده وبا اقتدار تمام به عنوان تيم اول راهي دور بعد مسابقات شود.
ذوب آهن بعداز مس دومين تيم ايرانيست که باشکست دادن ِ يک تيم عربي موفق به صعود به دور بعد ميشود. البته ذوب آهن قبل از اين بازي هم صعود خود را مسجل شده مي ديد ، اما با اين برد ، توانست به عنوان تيم اول راهي دور بعد شده و از امتياز ميزباني در مرحله ي بعد برخوردار گردد.البته بايد يادآور شوم که ذوب آهن در دور بعد ميزبان ديگر تيم ِ «پاک»ايراني ،يعني مس کرمان است.
ذوب آهن و مس و همچنين استقلال نمايندگان شايسته ي فوتبال پاک ايران در ليگ قهرمانان آسيا بوده اند که باعث سرافرازي ايران و ايراني در اين دوره از بازي ها شده اند .تنها تيمي که در اين بازي ها باعث سرشکستگي و حسرت فوتبال دوستان ايراني شده ، سپاهان است . اين تيم که حرف و حديث هاي بسياري در مورد نتايجش در ليگ داخلي مطرح ميشود و به همراه مربي اش يکي از بزرگترين مظنونان فوتبال «ناپاک» در ايران است ، در اين بازي هاي بين المللي - که امکان هيچ گونه «زد و بند» و «دَم داور را ديدن » و «بازيکن حريف را خريدن » و اينگونه «ناپاکي »ها نيست ؛ حرفي براي گفتن نداشته و مربي اش باز هم تيم خود را به عنوان «ضعيف ترين تيم ايراني حاضر در مسابقات» رساند . از صميم قلب آروز داشتم که سپاهان امسال در مسابقات آسيايي حاضر نبود و تيم ديگري جز اين تيم ، در مسابقات شرکت کرده بود؛در آن صورت ايرانيان امشب براي صعود هر چهار نماينده شان جشن مي گرفتند . مطمئنم که اگر پرسپوليس ، استيل آذين، صباي قم،فولاد خوزستان،ملوان انزلي و يا حتي مس رفسنجان و گسترش فولادتبريز به جاي تيم آقاي قلعه نويي در سابقات شرکت مي کردند ،بافوتبال پاک و شريف و غيرتمندانه ي خود ، نتايج آبرومندانه تري براي ورزش ايران کسب مي کردند .شما غير از اين فکر مي کنيد؟
ذوب آهن بعداز مس دومين تيم ايرانيست که باشکست دادن ِ يک تيم عربي موفق به صعود به دور بعد ميشود. البته ذوب آهن قبل از اين بازي هم صعود خود را مسجل شده مي ديد ، اما با اين برد ، توانست به عنوان تيم اول راهي دور بعد شده و از امتياز ميزباني در مرحله ي بعد برخوردار گردد.البته بايد يادآور شوم که ذوب آهن در دور بعد ميزبان ديگر تيم ِ «پاک»ايراني ،يعني مس کرمان است.
ذوب آهن و مس و همچنين استقلال نمايندگان شايسته ي فوتبال پاک ايران در ليگ قهرمانان آسيا بوده اند که باعث سرافرازي ايران و ايراني در اين دوره از بازي ها شده اند .تنها تيمي که در اين بازي ها باعث سرشکستگي و حسرت فوتبال دوستان ايراني شده ، سپاهان است . اين تيم که حرف و حديث هاي بسياري در مورد نتايجش در ليگ داخلي مطرح ميشود و به همراه مربي اش يکي از بزرگترين مظنونان فوتبال «ناپاک» در ايران است ، در اين بازي هاي بين المللي - که امکان هيچ گونه «زد و بند» و «دَم داور را ديدن » و «بازيکن حريف را خريدن » و اينگونه «ناپاکي »ها نيست ؛ حرفي براي گفتن نداشته و مربي اش باز هم تيم خود را به عنوان «ضعيف ترين تيم ايراني حاضر در مسابقات» رساند . از صميم قلب آروز داشتم که سپاهان امسال در مسابقات آسيايي حاضر نبود و تيم ديگري جز اين تيم ، در مسابقات شرکت کرده بود؛در آن صورت ايرانيان امشب براي صعود هر چهار نماينده شان جشن مي گرفتند . مطمئنم که اگر پرسپوليس ، استيل آذين، صباي قم،فولاد خوزستان،ملوان انزلي و يا حتي مس رفسنجان و گسترش فولادتبريز به جاي تيم آقاي قلعه نويي در سابقات شرکت مي کردند ،بافوتبال پاک و شريف و غيرتمندانه ي خود ، نتايج آبرومندانه تري براي ورزش ايران کسب مي کردند .شما غير از اين فکر مي کنيد؟
از ژنرال ! تا گروهبان قندلي. باتوجه به شکست هاي پي در پي آسيايي؛ آيامايلي کهن راست نمي گفت؟ (شهروند - تحليلگر)
فعلا نميخواهم خيلي موضوع را باز کنم ، منتظرم تا بازي بارسا- اينتر انجام شود و بحث هاي پيرامون آن « فوق بازي» به پايان برسد تا سر ِحوصله درباره ي سقوط آزاد و البته قابل پيش بيني آقاي ژنرال ! بنويسم.
جالب است که قهرمان ليگ برتر امسال ، در ضعيف ترين گروهه ممکنه هم ، نتوانست به دور دوم صعود کند ، اما مس کرمان ، تيم تقريبا پايين جدولي همان ليگ! ، در حضور تيم هاي به مراتب قدرتمند تر از تيم هاي گروه تيم جناب ژنرال ! ، موفق شد با قدرت صعود کند.
اين خود بهترين سند براي اثبات همان حرف و حديث هاي پيرامون قهرماني هاي داخلي ژنرال ! که هميشه برايشان سند خواسته ايم ، نيست؟
فعلا خيلي وارد اين بحث نميشوم.نکته اي که علي الحساب ميخواهم مطرح کنم چيزيست که از ديشب تا کنون ، ذهنم را مشغول خود کرده است و آن هم بيانيه معروفيست که محمد مايلي کهن در زمان انتخاب شدن به عنوان سرمربي تيم ملي ، نوشته بود و در آن خطاب به آقاي ژنرال و با اين مضمون گفته بود که ،
«حتي در حد گروهبان قندلي بودن هم نيستند ،
اما ادعاي ژنرالي دارند»!
حالا دارم فکر ميکنم که با اين نتايج بسيار ضعيفي که ژنرال !- در بازي هايي که داور سهواً ! به نفع او و تيمش سوت نمي زند- گرفته و چه در تيم ملي و چه در بازي هاي بين المللي باشگاهي يک ناکام محض بوده ، آيا مايلي کهن در مورد او درست نگفته است؟
جالب است که قهرمان ليگ برتر امسال ، در ضعيف ترين گروهه ممکنه هم ، نتوانست به دور دوم صعود کند ، اما مس کرمان ، تيم تقريبا پايين جدولي همان ليگ! ، در حضور تيم هاي به مراتب قدرتمند تر از تيم هاي گروه تيم جناب ژنرال ! ، موفق شد با قدرت صعود کند.
اين خود بهترين سند براي اثبات همان حرف و حديث هاي پيرامون قهرماني هاي داخلي ژنرال ! که هميشه برايشان سند خواسته ايم ، نيست؟
فعلا خيلي وارد اين بحث نميشوم.نکته اي که علي الحساب ميخواهم مطرح کنم چيزيست که از ديشب تا کنون ، ذهنم را مشغول خود کرده است و آن هم بيانيه معروفيست که محمد مايلي کهن در زمان انتخاب شدن به عنوان سرمربي تيم ملي ، نوشته بود و در آن خطاب به آقاي ژنرال و با اين مضمون گفته بود که ،
«حتي در حد گروهبان قندلي بودن هم نيستند ،
اما ادعاي ژنرالي دارند»!
حالا دارم فکر ميکنم که با اين نتايج بسيار ضعيفي که ژنرال !- در بازي هايي که داور سهواً ! به نفع او و تيمش سوت نمي زند- گرفته و چه در تيم ملي و چه در بازي هاي بين المللي باشگاهي يک ناکام محض بوده ، آيا مايلي کهن در مورد او درست نگفته است؟
۱۳۸۹ اردیبهشت ۳, جمعه
نه آقای دایی؛من پرسپولیسی که تیم ده نفره را روبروی 80هزارتماشاچی باالتماس و درپنالتی می برد؛دوست ندارم.
بازي پرسپوليس بود با صباي قم که همانطور که ديديد پرسپوليس موفق شد با کمک خدا و باد وباران و دعاي هواداران صبا رادر ضربات پنالتي شکست داده و به فينال مسابقات صعود کند.
به عنوان يک پرسپوليسي به هيچ عنوان از بازي پرسپوليس راضي نبوده و از اينگونه بردنش خوشحال نيستم . دوست دارم از همينجا به آقاي دايي بگويم که آقاي دايي اين تيم که شما مربي اش شده اي ، پرسپوليس است ، با ابهت ترين تيم ايران است ، تيمي نيست که حريف ده نفره اش را با دعا و التماس وحسرت ببرد،آن هم در ضربات پنالتي.
با تيم ما چه کرده ايد؟
حتي در بدترين روزهاي پرسپوليس هم ، به ياد ندارم که اينگونه ضعيف و پرحسرت بازي کرده باشيم.
به عنوان يک پرسپوليسي به هيچ عنوان از بازي پرسپوليس راضي نبوده و از اينگونه بردنش خوشحال نيستم . دوست دارم از همينجا به آقاي دايي بگويم که آقاي دايي اين تيم که شما مربي اش شده اي ، پرسپوليس است ، با ابهت ترين تيم ايران است ، تيمي نيست که حريف ده نفره اش را با دعا و التماس وحسرت ببرد،آن هم در ضربات پنالتي.
با تيم ما چه کرده ايد؟
حتي در بدترين روزهاي پرسپوليس هم ، به ياد ندارم که اينگونه ضعيف و پرحسرت بازي کرده باشيم.
گسترش فولاد،آذرآبادگان را غرق غرورکرد.آشکارشدن ناکام بودن شفق وکمالونددرتراکتورونقدي بر آن(شهروند-تحليلگر)
ورزشگاه يادگار امام تبريز ،امروز ميزبان يکي از بازي هاي نيمه نهايي جام حذفي بود .اين بازي بين تيم دسته اولي گسترش فولادتبريز و تيم ليگ برتري ذوب آهن اصفهان انجام شد و در پايان تيم تبريزي موفق شد با نتيجه ي خيره کننده و باورنکردني ِ دو بر صفر حريف خود را که قهرمان دوره ي قبل اين جام بود ،شکست داده و به فينال مسابقات راه پيدا کند . مطمئناً هيچ کس فکرش را هم نميکرد که ذوب آهن به اين راحتي مغلوب يک تيم دسته اولي شده واز دور مسابقات حذف شود، اما شاگردان فرهاد کاظمي،مربي اي که هرچند سال يکبار کارهاي بزرگي را در کارنامه اش ثبت ميکند، خيلي آسان تر از آنچه فکرش را بکنيد ، اين کار را انجام دادند.
موفقيت تيم کم امکانات و بي ادعاي گسترش فولاد و صعود اين تيم کم نام و نشان به فينال جام حذفي ، موجي از شادي و غرور در بين مردم آذرآبادگان به راه انداخته و هموطنان آذري را غرق غرور کرده است .
نکته اي که پس از اين بازي و موفقيت بزرگ تيم گسترش فولاد به ذهن مي رسد اين است که چرا ديگر تيم تبريزي ،يعني تراکتور سازي ،باآن همه امکانات و آن همه توجه رسانه اي و آن همه تماشگر، نتوانسته است نتايج در خور شأني براي مردم دوست داشتني آذربايجان کسب کند؟
من به شخصه مهمترين دليل ناکامي تراکتورسازي را در اين فصل ضعف مديريتي در اين تيم و همچنين ضعف سرمربي ميدانم و معتقدم اگرسرمربي اين تيم،پس از کسب نتايج ضعيف کنار گذاشته ميشد ومربي توانمندتري جاي او را مي گرفت ، مسلما تراکتور نتايج بسيار بسيار بهتري کسب مي کرد و باعث شادي و شادابي هموطنان خوب آذري ميشد .
ولي آنچه که هست ، تراکتور در اين فصل يک ناکام بود ، اما مديرعامل و سرمربي اين تيم ، با مهارت تمام و هر دفعه با شيوه اي متفاوت ، ذهن هواداران پر شور و باوفاي خود را از موضوع اصلي يعني ناکامي تراکتور در کسب نتايج موفقيت آميز ، منحرف کرده و به مسائل ديکر سوق داده اند .يک بار با مطرح کردن بحث داوري ، يکبار با«علي کريمي»، يکبار با رفتن سرمربي به آبادان، يکبار بابرگشتن از آبادان!،يکبار آباداني بودن يا آباداني نبودن آقاي سرمربي ! ، يکبار با مسابقه ي اس ام اس پرشور ترين هوادار، يکبار با مسابقه ي اس ام اس پرتعداد ترين هوادار ،يکبار با دست هاي پشت پرده و اين اواخر هم که با رو کردن آخرين تير ترکش و ايجاد بزرگترين شانتاژ خبري چند سال اخير فوتبال ايران ،يعني بيرون کشيدن تيم از ميدان.
آقايان شفق و کمالوند تا اينجاي کار کاملا در انحراف اذهان هواداران پرشمار و پرشور خود موفق بودند ، اما امروز و با کسب موفقيت بزرگ تيم کم امکانات و کم حاشيه و بي ادعاي تبريزي ،يعني گسترش فولاد ، ورق براي شفق و کمالوند برگشته است و اين سوال در ذهن خيلي از هواداران تراکتور شکل گرفته است که وقتي «گسترش فولاد» با کمترين امکانات و توجه توانسته به موفقيتي به اين بزرگي دست يايد ، چرا تراکتور سازي با اين همه امکانات و اين همه توجه و حمايت همه جانبه و هميشگي ، نتوانسته است ؟
سوالي که ديگر به اين سادگي ها نميشود از زير بار جواب دادن به آن شانه خالي کرد و به ييقول معروف »قضيه را پيچاند » و از سادگي و صداقت و اعتماد هواداران سو استفاده کرد ونگاهشان را به جاي ديگر سوق داد .
گسترش فولاد توانست ، ولي تراکتور ِ آقايان شفق و کمالوند نتوانست، آقاي شفق ، آقاي کمالوند لطفا ديگر دست از شانتاژهاي خبري برداريد ، يکبار براي هميشه به ضعف ها و کم کاري هاي خود اعتراف کنيد و بگذاريد کساني که لياقت و توانايي اش را دارند ، اين تيم مردمي را هدايت کنند ، موفقيت تراکتور سازي مساويست با شادي و شعف تعداد زيادي از مردم ايران ، آن هم در روزگاري که کمترين اثري از شادي در هيچ کجاي ايران نيست و همه جا قحطي شور و نشاط بيداد مي کند . به نام ايران و به خاطر شادي بخشي از مردم ايران از شما ميخواهم که کنار برويد تا کساني بيايند که صلاحيت اين کار را دارند. ممنون.
در آخر موفيقت بزرگ تيم گسترش فولاد را به تمام هموطنان آذري تبريک گفته و اميدوارم که سال آينده شاهد موفقيت هاي تراکتور سازي و شادي روز افزون شما هوادارن دوست داشتني اين تيم باشيم.
موفقيت تيم کم امکانات و بي ادعاي گسترش فولاد و صعود اين تيم کم نام و نشان به فينال جام حذفي ، موجي از شادي و غرور در بين مردم آذرآبادگان به راه انداخته و هموطنان آذري را غرق غرور کرده است .
نکته اي که پس از اين بازي و موفقيت بزرگ تيم گسترش فولاد به ذهن مي رسد اين است که چرا ديگر تيم تبريزي ،يعني تراکتور سازي ،باآن همه امکانات و آن همه توجه رسانه اي و آن همه تماشگر، نتوانسته است نتايج در خور شأني براي مردم دوست داشتني آذربايجان کسب کند؟
من به شخصه مهمترين دليل ناکامي تراکتورسازي را در اين فصل ضعف مديريتي در اين تيم و همچنين ضعف سرمربي ميدانم و معتقدم اگرسرمربي اين تيم،پس از کسب نتايج ضعيف کنار گذاشته ميشد ومربي توانمندتري جاي او را مي گرفت ، مسلما تراکتور نتايج بسيار بسيار بهتري کسب مي کرد و باعث شادي و شادابي هموطنان خوب آذري ميشد .
ولي آنچه که هست ، تراکتور در اين فصل يک ناکام بود ، اما مديرعامل و سرمربي اين تيم ، با مهارت تمام و هر دفعه با شيوه اي متفاوت ، ذهن هواداران پر شور و باوفاي خود را از موضوع اصلي يعني ناکامي تراکتور در کسب نتايج موفقيت آميز ، منحرف کرده و به مسائل ديکر سوق داده اند .يک بار با مطرح کردن بحث داوري ، يکبار با«علي کريمي»، يکبار با رفتن سرمربي به آبادان، يکبار بابرگشتن از آبادان!،يکبار آباداني بودن يا آباداني نبودن آقاي سرمربي ! ، يکبار با مسابقه ي اس ام اس پرشور ترين هوادار، يکبار با مسابقه ي اس ام اس پرتعداد ترين هوادار ،يکبار با دست هاي پشت پرده و اين اواخر هم که با رو کردن آخرين تير ترکش و ايجاد بزرگترين شانتاژ خبري چند سال اخير فوتبال ايران ،يعني بيرون کشيدن تيم از ميدان.
آقايان شفق و کمالوند تا اينجاي کار کاملا در انحراف اذهان هواداران پرشمار و پرشور خود موفق بودند ، اما امروز و با کسب موفقيت بزرگ تيم کم امکانات و کم حاشيه و بي ادعاي تبريزي ،يعني گسترش فولاد ، ورق براي شفق و کمالوند برگشته است و اين سوال در ذهن خيلي از هواداران تراکتور شکل گرفته است که وقتي «گسترش فولاد» با کمترين امکانات و توجه توانسته به موفقيتي به اين بزرگي دست يايد ، چرا تراکتور سازي با اين همه امکانات و اين همه توجه و حمايت همه جانبه و هميشگي ، نتوانسته است ؟
سوالي که ديگر به اين سادگي ها نميشود از زير بار جواب دادن به آن شانه خالي کرد و به ييقول معروف »قضيه را پيچاند » و از سادگي و صداقت و اعتماد هواداران سو استفاده کرد ونگاهشان را به جاي ديگر سوق داد .
گسترش فولاد توانست ، ولي تراکتور ِ آقايان شفق و کمالوند نتوانست، آقاي شفق ، آقاي کمالوند لطفا ديگر دست از شانتاژهاي خبري برداريد ، يکبار براي هميشه به ضعف ها و کم کاري هاي خود اعتراف کنيد و بگذاريد کساني که لياقت و توانايي اش را دارند ، اين تيم مردمي را هدايت کنند ، موفقيت تراکتور سازي مساويست با شادي و شعف تعداد زيادي از مردم ايران ، آن هم در روزگاري که کمترين اثري از شادي در هيچ کجاي ايران نيست و همه جا قحطي شور و نشاط بيداد مي کند . به نام ايران و به خاطر شادي بخشي از مردم ايران از شما ميخواهم که کنار برويد تا کساني بيايند که صلاحيت اين کار را دارند. ممنون.
در آخر موفيقت بزرگ تيم گسترش فولاد را به تمام هموطنان آذري تبريک گفته و اميدوارم که سال آينده شاهد موفقيت هاي تراکتور سازي و شادي روز افزون شما هوادارن دوست داشتني اين تيم باشيم.
۱۳۸۹ فروردین ۲۸, شنبه
منچستر سيتي 0 - 1 منچستر يونايتد...فرگوسن هنوز هم ميتواند اميدوار بماند ! (شهروند - تحليلگر )
منچستر يونايتد درزمين منچستر سيتي و در داربي حساس شهر منچستر، با گل ديرهنگام پل اسکولز که در اواخر وقت اضافه ي نيمه دوم به ثمر رسيد ،موفق شد همشهري خود را شکست داده و همچنان در کورس قهرماني باقي بماند .سر الکس فرگوسن که پس از حذف از جام باشگاه هاي اروپا و بعد از تساوي برابر بلکبرن ؛ به هيچ عنوان در شرايط روحي مناسبي قرار نداشت با اين برد ميتواند کمي از آرامش از دست رفته را بازيابد ، بخصوص که نزديک بود اين بازي را هم با مساوي به پايان برساند و گل ثانيه هاي پاياني اسکولز بود که او را از جهنم کابوس ها به حوالي بهشت روياها برگرداند.هرچند به احتمال بسيار روياهاي او ديگر تعبير شدني نيستند و قهرماني اين فصل از آن چلسي خواهد بود ؛ اما همين که هنوز اميد ها براي فرگوسن و تيمش زنده اند ؛ خودش چيز کمي نيست !
اشتراک در:
پستها (Atom)